X
تبلیغات
رایتل
کعبه در کعبه
 

 

 

دلت را به که می سپاری؟

دژبان قلب خود باشیم

قلب

به نام خدایى که «مقلّب القلوب» است. دل‏ها را زیر و رو و دگرگون مى‏سازد، با این گونه تحولّات درونى، زندگى بیرونى هم دگرگون مى‏شود، خدایى که در دل عارفان صاحب‏دل جاى دارد و از رهگذر چنین دل‏هاى پاک، مى‏توان «سلوک معنوى» داشت و راهى به سوى خدا یافت و «خدایى» گشت و «الهى» زیست.

 

«قلب»، رهبر وجود

آن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دینى و آموزه‏هاى عرفانى و اخلاقى مطرح است، با آن «دل» که خاستگاه هوس‏هاى شیطانى و تمایلات نفسانى است، متفاوت است.

این، راه به ملکوت مى‏گشاید، آن به بیراهه نفسانیّات مى‏کشاند.

این، مدبّر و مدیر وجود است، آن مدار وسوسه‏هاى دون.

در روایات، براى «قلب»، نقشى هدایت‏گر و کنترل کننده و پیشوا معرفى شده است. پیامبر اکرم - صلى‏اللّه‏علیه‏وآله - فرموده است: «القلب مَلِکٌ و له جُنودٌ، فاِذا صَلُحَ الملِکُ صَلُحت جُنودُه و اِذا فَسَدَ الملِکُ فَسَدَت جُنودُه»،1

قلب همچون پادشاهى است که لشکریانى دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح مى‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب مى‏شوند.

این، یعنى همان نقش رهبرى، هدایت‏گرى، خطدهى، سامان‏بخشى و مدیریت در حالات و رفتار و خصلت‏هاى انسان، که در اختیار دل است.

اگر بزرگان عرفان و اخلاق، «دربانى دل» را رمز و راز رسیدن به کمالات دانسته‏اند و در پاسخ به این سؤال که از کجا به این مقامات رسیده‏اید؟ گفته‏اند: دربان دلمان بودیم (کنتُ بوّاباًعلى قلبى)، این نکته، گویاى ضرورت نظارت بر ورودى‏هاى دل است و این که با قلب خودمان چه مى‏کنیم و چه کنترلى بر آن داریم و به که مى‏سپاریم و به چه مى‏فروشیم؟

به همان نحو که «رهبرى» در جامعه و انسان‏ها از حساسیت و اثرگذارى برخوردار است، قلب انسان نیز (نه آن عضو صنوبرى شکل درون قفسه سینه) حسّاس و کارساز و نقش پرداز است. پس مى‏سزد که در مراقبت از آن و کنترل حالاتش و ورودى‏ها و خروجى‏هایش و اثرگذارى و اثرپذیرى‏هایش دقت شود.

گاهى کسى از «قلب سلیم» برخوردار است و دیگرى از «قلب مریض». آیا بیمار دلان با صاحبان دل‏هاى صاف و زلال و مهذّب یکسانند؟

گاهى قلبى مهر و موم شده و بسته و ختم شده است (ختم اللّه على قلوبهم...)2 و گاهى دل، باز و گشوده است و شرح صدر وجود دارد. آیا این دو گونه قلب، دو گونه رفتار و زندگى پدید نمى‏آوردند؟

«قلب»، چهار راه گرایش‏ها

آن چه در دل مى‏گذرد، بر زبان هم جارى مى‏شود، در عمل هم انگیزه مى‏آفریند، هدف‏ساز هم هست و جهت را نیز تعیین مى‏کند.

پس باید دید که دل، کجایى است، چگونه است و به کدام پایگاه وابسته است؟

درست است که با یک «دل» نمى‏توان دو «دلبر» داشت و درست گفته‏اند که: «اى یک دله صد دله، دل یک دله کن...».

امّا مهم آن است که آن دل‏دار و دلبر، ارزنده و قیمتى و لایق «دل دادگى» باشد، وگرنه دل هر جایى هر روز بر شاخه‏اى مى‏نشیند و صاحب دل را آواره و هرجایى مى‏کند.

از قرآن کریم الهام بگیریم که فرموده است:

«ما جَعَلَ اللّه لِرجلٍ مِنْ قلبینِ فى جَوفِه».3

خداوند در درون هیچ‏کس، دو قلب قرار نداده است.

البته این روشن است که هیچ کس دو قلب ندارد، لیکن رهنمود قرآن، به آن دلى است که کانون عشق‏ها، گرایش‏ها، عواطف و احساسات، باورها، محبّت‏ها و گرایش‏هاست و باید تکلیف آن را روشن ساخت و هشیار ساخت و هشیار بود که آیا جایگاه خداست، یا پایگاه شیطان؟

بر سر چند راهه‏هاى محبوب گزینى و دل سپارى و مهر ورزى. باید «تعیین راه» و «تعیین جهت» کرد، تا دل، سرگردان نماند و طعمه غارت‏گران نشود.

 

مراقبت از دل

اگر بزرگان عرفان و اخلاق، «دربانى دل» را رمز و راز رسیدن به کمالات دانسته‏اند و در پاسخ به این سؤال که از کجا به این مقامات رسیده‏اید؟ گفته‏اند: دربان دلمان بودیم (کنتُ بوّاباًعلى قلبى)، این نکته، گویاى ضرورت نظارت بر ورودى‏هاى دل است و این که با قلب خودمان چه مى‏کنیم و چه کنترلى بر آن داریم و به که مى‏سپاریم و به چه مى‏فروشیم؟

گفته‏اند که: «القلب حرم الله...»، دل حریم الهى است و در این حرم مقدّس، جز خدا را راه نده.

این دل، سراى توست، نه بیگانه

در راه دل نشسته و در بانم

حاشا که جز تو ره به دلم یابد

جانم فدایت، اى همه جانانم‏4

در کلام حضرت رسول چنین آمده است:

«ان اللّه تعالى فى الأرض أوانى، الا وهى القُلوب...»5

خداوند را در روى زمین ظرف‏هایى است، آگاه باشید که آن ظرف‏هاى الهى، قلب‏هاست، پس بهترین این ظرف‏ها نزد خدا، دلى است که نسبت به برادران نازک‏تر و از گناهان پاک‏تر و در راه خدا استوارتر باشد.

عرش رحمانى که مى‏گویند، آن نام دل است

بر در دل حلقه زن، کام دل از دل حاصل است

در ظرف دل چه باید ریخت و آن را از چه باید آکند؟

بالاخره این «جام دل»، تهى نمى‏ماند. اگر از عشق به خوبى‏ها و خوبان پر نکنى، از علاقه‏هاى بدلى و محبوب‏هاى عوضى و معشوق‏هاى بى‏ارزش پر مى‏شود و آن گاه، خالى کردن این خانه که به اجاره یا مالکیّت یک «بیگانه» در آمده است، بسیار دشوار است! از اول باید مواظبت کرد که یک «نامطلوب» وارد آن نشود و آن جا خانه و بیتوته نکند.

اگر بتوانیم «مرغ دل» را بر شاخه «حبّ خدا» بنشانیم و اگر گرفتارش مى‏کنیم، گرفتار عشق خوبان و پاکانش کنیم، یقیناً ما را به بیراهه نمى‏کشد و پشیمانى به بار نمى‏آورد. صبرى اصفهانى مى‏گوید:

گر طیر دل بر سر کوى تو، معذورش دار

چه کند؟ قاعده مرغ گرفتار این است‏6

اگر بتوانیم در دل، «چراغ معرفت» برافرازیم.

بالاخره این «جام دل»، تهى نمى‏ماند. اگر از عشق به خوبى‏ها و خوبان پر نکنى، از علاقه‏هاى بدلى و محبوب‏هاى عوضى و معشوق‏هاى بى‏ارزش پر مى‏شود و آن گاه، خالى کردن این خانه که به اجاره یا مالکیّت یک «بیگانه» در آمده است، بسیار دشوار است! از اول باید مواظبت کرد که یک «نامطلوب» وارد آن نشود و آن جا خانه و بیتوته نکند.

نه...اصلاً اگر بتوانیم دل را چراغ معرفت سازیم و با نورانیت دل، راه زندگى را طى کنیم، تا قیامت، مسیر ما را روشن مى‏سازد. این کلام حضرت باقرالعلوم - علیه‏السلام - است، که در ترسیم دل‏ها و حالات آن ،از جمله به «دل مؤمن» اشاره مى‏کند که همیشه باز، روشن و روشن‏گر است تا روز قیامت: «و قلب مفتوح فیه مصباح یزهر و لا یطفأ نوره الى یوم القیامةِ و هو قلب المؤمن».7در قلمرو دل، گام‏هاى دیگرى خواهیم زد.

باشد که همراهى شما با این گام‏ها، به «مقصد» نزدیک‏ترمان کند.

 

پی نوشت ها:

1.میزان الحکمه، حدیث 16911.

2.بقره (2) آیه 7.

3.احزاب (33) آیه 4.

4.برگ و بار، ص 19.

5.میزان‏الحکمه، ج 5، ص 217.

6.گلزار ادب، ص 282.

7.معانى الأخبار،ص 395،ح 50.

 

منبع:

پرسمان

+نوشته شده در 22 مرداد 1387 ساعت02:18 ق.ظتوسط عمادی | نظرات 0

 

کلیک کنید ؟؟

آرشیو نوشته ها
پیوندها
پیوندهای روزانه
سایت خطابه غدیر
 
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدها: 69929

RSS

Page Rank