X
تبلیغات
رایتل
کعبه در کعبه
 

 

 

پیام غدیر
پیام غدیر

 

واقعه غدیر و خطابه‏ای که پیامبر گرامی اسلام در آن روز بر آن گروه عظیم از مسلمانان، القا فرمود، بتواتر نقل گردیده; بلکه کثرت طرق و اسناد آن روایت چند برابر حد تواتر است و با گذشت چندین قرن هنوز قطعی بوده و تردید را به حریم آن راهی نیست و به گفته ضیاء الدین مقبلی، دانشمند سنی مذهب:

اگر حدیث غدیر، مسلم نباشد، هیچ امر مسلمی در اسلام وجود ندارد. (1)

در میان اهل سنت، صدها دانشمند و مورخ و حافظ حدیث و مفسر قرآن و متکلم و حتی ادیب و لغوی، حدیث غدیر را روایت کرده و در کتب خود نوشته‏اند.

از دانشمندان و مؤلفان متقدم، تا آنجا که تحقیق و تفحص شده، بیست و شش مجلد کتاب، درباره همین مساله باقی مانده است و از آن جمله:

کتاب «الولایه‏» تالیف مورخ شهیر و مفسر نامدار سنی مذهب، محمد بن جریر طبری (متوفی 310ق) که ظاهرا نخستین دانشمندی است که در این موضوع، کتابی مستقل تدوین کرده و در آن به هفتاد و پنج طریق، حدیث غدیر را روایت نموده است و به نقل کتاب «معجم الادباء تالیف حموی، ج 18، ص 80» نامبرده کتابی دیگر نیز به نام «فضائل علی بن ابی طالب‏» نگاشته است. کتاب «الولایة فی طرق حدیث الغدیر» تالیف حافظ، ابن عقده همدانی (متوفی‏333ق) که حدیث مزبور را با یکصد و پنج طریق نقل کرده است. (2)

کتاب «طریق حدیث الغدیر» تالیف ابوطالب، عبدالله بن احمد بن زید انباری (متوفی‏356ق). (3)

کتاب ابوبکر محمد بن عمرو بن محمد تمیمی بغدادی، معروف به «جعابی‏» (متوفی 355ق). با یکصد و بیست و پنج طریق. (4)  ...

علاوه بر اینها کتب و تالیفات بسیاری وسیله دانشمندان شیعه در این زمینه نگارش یافته و از آن جمله است کتاب بسیار ارجمند «عبقات الانوار» شامل بیست جلد که دوازده جلد آن، وسیله دانشمند، مورخ و محقق نامدار، «میرحامد حسین هندی‏» تالیف گردیده و هشت جلد دیگر، تالیف و تکمیل فرزند برومند و عالم اوست.

کتاب قیم «الغدیر» در بیست مجلد، تالیف آیة الله علامه، شیخ عبدالحسین امینی، قدس‏سره، که بحق می‏توان آن را دائرة‏المعارف شیعه در موضوع تاریخ اسلام و ولایت علوی دانست. و در همین سده و همین روزگار نیز از محققان و محدثان و مؤلفان اهل سنت‏به ذکر حدیث غدیر و ثبت آن پرداخته‏اند و از جمله:

احمد زینی دحلان مکب شافعی در کتاب «الفتوحات الاسلامیة‏»

شیخ یوسف بنهانی بیروتی در کتاب «اشرف المؤید»

سید مؤمن شبلنجی مصری در کتاب «نور الابصار»

شیخ محمد عبده در کتاب تفسیر «المنار»

عبدالحمید آلوسی بغدادی در کتاب «نثر اللئالی‏»

شیخ محمد، حبیب الله شنقیطی در کتاب «کفایة الطالب‏»

دکتر احمد، فرید رفاعی در کتاب «تعلیقات معجم الادباء»

استاد احمد، زکی مصری در کتاب «تعلیقات الاغانی‏»

استاد احمد، نسیم مصری در کتاب «تعلیقات دیوان مهیار دیلمی‏»

استاد محمد، محمود رافعی در کتاب «شرح الهاشمیات‏»

حافظ، ناصر السنة حضرمی در کتاب «تشنیف الآذان‏»

دکتر عمر فروخ در کتاب «حکیم المعمرة‏» (5)

همان طور که پیش از این اشاره شد حدیث غدیر در کتب مورخان تا یکصد و بیست و پنج طریق دارد که از میان آن راویان، اسامی اشخاص زیر را که همگی از مشاهیر صحابه پیامبر اسلامند، نمونه می‏آوریم:

1. ابوبکر بن ابی قحافه 2. عمر بن الخطاب 3. عثمان بن عفان 4. طلحة بن عبدالله تمیمی 5. زبیر بن عوام 6. عباس بن عبدالمطلب 7. اسامة بن زید بن حارثه 8. انس بن مالک 9. جابر بن عبدالله الانصاری 10. سعد بن ابی وقاص 11. عبدالرحمن بن عوف 12. حسان بن ثابت 13. سعد بن عباده 14. ابو ایوب الانصاری 15. عبدالله بن مسعود 16. سلمان فارسی 17. ابوذر غفاری 18. عمار یاسر 19. مقداد بن اسود 20. سمرة بن جندب 21. سهل بن حنیف 22. ابی بن کعب 23. امیرالمؤمنین، علی

و از بانوان:

24. اسماء بنت عمیس 25. ام سلمه، همسر پیامبر 26. عایشه، دختر ابوبکر 27. ام هانی، بنت ابی طالب 27. صدیقه طاهره، فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، صلی‏الله‏علیه‏وآله. (6)

حال که واقعه غدیر و پیام آن روز، از مهمترین وقایع تاریخ اسلام است و اکنون که بیش از یکصد میلیون مسلمان در جهان بر اساس فرمان حق و بر طبق وصیت لازم الاطاعه پیامبر خود اسلام و معارف و احکام دینی را از ناحیه نورانی علی، امیر المؤمنین و ائمه طاهرین، صلوات الله علیهم اجمعین، تلقی می‏کنند. دریغ است که بسیاری از این پیروان راستین اسلام و تشیع ار خطاب عزا و پیام انسان ساز پیامبر خود در روز غدیر به قدر شایسته آگاه نباشند و یا سبب نا آشنایی با زبان تازی، ز درک و استفاده از آن محروم بمانند و بهمین جهت ترجمه فارسی آن گرامی بر طبق متن مروی در کتاب ارجمند «احتجاج طبرسی‏» دانشمند و محقق عظیم الشان قرن ششم هجری (7) که از مصادر معتبر کتب روایت است هب عمل آمد; هرچند که مرا آن مایه نبود که بتوانم آن بلاغت و جاذبه را که در آن متن شریف است تامین نمایم ولی

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

بسم الله الرحمن الرحیم

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر هر چیز احاطه دارد و آفریدگان همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده‏ای که همیشه خواهد بود. آفریدگار آسمانهای بلند و گستراننده گستره زمین است. فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و به غایت، پاک و بی‏نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح است و نسبت‏به هر آنچه آفریده کریم است و هرچه ساخته و پرداخته غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده‏ای را می‏بیند و هیچ دیده‏ای را توان دیدار او نیست...

در اجرای کیفر مجرمان، شتاب نمی‏کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل، نمی‏نماید. به اسرار نهان و به سویدای سینه‏ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر نهانی او را به اشتباه نمی‏افکند...

گواهی می‏دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست وی است و آغاز بی آغاز و انجام بی فرجام به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری مجرا و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد و انبازی بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش هیچ نقص وبی نظمی نیست... اعتراف می‏کنم که بنده اویم و گواهی می‏دهم که پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من اعلام فرموده به مردم ابلاغ خواهم کرد. مباد که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید. عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد. [آری] نیست‏خدایی جز خداوند که دستورم داده و فرموده است که: «اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده‏ام کوتاهی کنی، در حقیقت‏به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ پیام من عمل نکرده‏ای.» و هم او - تبارک و تعالی - حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده‏ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده:

بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس. (8)

ای مردم! من در ابلاغ آنچه که حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده‏ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا - جبرئیل، علیه‏السلام - سه بار بر من فرو آمد و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان بپاخیزم و سپید و سیاه مردم را رسما آگاهی دهم; که علی بن ابیطالب، برادر و وصی و خلیفه و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت‏به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولی و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در آیه‏ای دیگر از قرآن چنین فرمود:

انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون. (9)

علی بن ابیطالب، همان کسی است که نماز به پای داشته و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است.

از جبرئیل، علیه‏السلام، خواستم که از خداوند متعال عافیت مرا از تبلیغ این ماموریت، تقاضا کند; چون می‏دانستم که در میان مردم، پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزا گرفته‏اند، آگاهی داشتم; همانها که خداوند در قرآن کریم، چنین توصیفشان کرده است:

تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عند الله عظیم. (10)

هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده‏ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم به عیبجویی من برخاستند و مرا مردی زود باور که هرچه می‏شنود، بی اندیشه می‏پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند، عز و جل، این آیه را نازل فرمود:

و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین. (11)

من، هم اکنون می‏توانم یکی یک این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم; لیکن به خدا سوگند من در مورد این افراد، بزرگوارانه رفتار کرده و می‏کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی‏سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد ماموریتی که از آیه شریفه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک...» یافته‏ام، به انجام رسانم.

[حال که چنین است، پس:] ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابیطالب را ولی و صاحب اختیار شما معین فرموده و او را امام و پیشوای واجب الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‏ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خدا شناس و موحدی فرض و واجب فرموده و فرمانها و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم الاجرا مقرر کرده است. هر کس با علی به مخالفت‏برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت‏حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و مرحمت و بخشایش خداوند ویژه او و کسانی است که سخن او را بنیوشند و نسبت‏به فرمان او مطیع و منقاد باشد.

ای مردم! این واپسین بار است که مرا در این موقعیت دیدار می‏کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید. خداوند، عزوجل، پروردگار و ولی و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او، پیامبرش - محمد - همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می‏گویم، بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از من، امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذریه و نسل من که از پشت علی هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند، حرام فرموده، حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه از کتاب خود و حلال و حرامش تعلیم نموده است، به علی آموخته‏ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هرچه تعلیم گرفته‏ام، یکسره به علی این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته‏ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی تعلیم کرده‏ام، او که امام مبین و رهنمای آشکار شماست.

ای مردم! مباد که نسبت‏به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مباد که از او روی بر تابید و مباد که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبر سر باز زنید. اوست که هادی به حق و عامل به حق و نابود کننده باطل است و از ناپسندیده‏ها بازتان می‏دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی‏کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش فدای رسول الله کرد و در آن هنگامه‏ها که هیچ کس در کنار پیامبر، باقی نماند، همچنان از او حمایت کرد و او را تنها رها ننمود و همو بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه عبادت و پرستش خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می‏کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه والاتر و برتر دانسته است و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت‏بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی سرپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذب دارد. پس مباد که فرمانش را معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ افروزنده آن است که برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده‏اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمانها و زمینها حجت و برهانم.

هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفار جاهلیت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید; در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلتها که بر من، مرحمت فرموده بر من منت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، بر قرار و روزگار، پایدار است، ستایش و سپاس من، ویژه خدای من است.

ای مردم! علی را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. [بدانید] که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‏دهد و آفرینش بر پای و برقرار است; هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان! آگاه باشید که این سخنان را بیقین جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: «هر کس با علی به عداوت و دشمنی برخیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت‏به خود. فراهم کرده است; پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود چه آماده نموده است; پس باید که از مخالفت‏با علی، سخت‏بر حذر باشید، مباد که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هرچه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی، همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان «جنب الله‏» از او یاد کرده و از زبان مبتلایان دوزخ، فرموده است: «یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله.» (12)

ای مردم! در قرآن، به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش پیروی منمایید. و به خدا سوگند که بجز این مرد که هم اکنون، دست او را گرفته و بر کشیده‏ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید; همین مردی که اینک بازوی او را گرفته و به شما اعلام می‏کنم که: هر کس را که من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی، مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست; این مرد، علی بن ابیطالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک از دیگری خبر می‏دهد و هر کدام، آن دیگر را تایید و تصدیق می‏کند; میان این دو ثقل و این دو امر گران، جدایی نخواهد بود تا آنکه به قیامت در کنار حوض، به من رسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین‏اند. بهوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم.

به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کرده و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او، عز و جل، به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان «امیرالمؤمنین‏» بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

(رسول خدا، صلی‏الله‏علیه‏وآله، در این هنگام، بازوی علی، علیه‏السلام، را بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوان پیامبر می‏رسید و پس از آن به سخن ادامه داد:)

ای مردم، این مرد، علی است، برادر و وصی من و حافظ علم و خلیفه و جانشین من بر امت است. علی است، مفسر قرآن، کتاب خدا.

اوست که مردم را به حق دعوت می‏کند و اوست که به هر چه موجب رضا و خشنودی خداست، شتابنده است. اوست که با دشمنان حق. در پیکار و ستیز و بر فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سختکوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نافرمانیهاست. اوست‏خلیفه و جانشین رسول خدا و امیرالمؤمنین و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل «ناکثین‏» و «قاسطین‏» و «مارقین‏» است.

[ای مردم!] آنچه می‏گویم به فرمان پروردگار می‏گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد; حال می‏گویم: خداوندا! هر آن کس که علی را دوست می‏دارد، دوست‏بدار و هر کس با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا هر کس که علی را انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز.

خداوندا! اگر اکنون، علی، ولی تو را به خلافت و جانشینی خود معین کردم و امری که موجب اکمال دین و اتمام نعمت‏بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود. که تو، خود بر من، وحی فرمودی که:

و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین. (13)

خداوندا! تو را گواه می‏گیرم و تو بهترین گواهی که من به وظایف تبلیغ و رسالت‏خود عمل کردم.

ای مردم! خداوند، عز و جل، کمال دین شما را در میان امامت و پیشوایی علی قرار داده است; پس هر کس که از او و از جانشینان او یعنی فرزندان من که از صلب او تا واپسین روز، به جهان خواهند آمد، پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال، گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این، علی است که مرا بیش از هر کس، یاری کرده و از همه، بر من بیشتر، حق دارد. از تمام مردم، به من، نزدیکتر و از همه کس، نزد من، محبوبتر و گرامیتر است. خداوند، عز و جل، و من از او راضی و خشنودیم. آیه‏ای در قرآن، مشعر به رضایت‏حق از بندگان، نازل نشده مگر آنکه در شان علی است و هر جا که خداوند، مؤمنان را مخاطب قرار داده، و در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در [سوره] «هل اتی علی الانسان‏» یاد شده، برای اوست، و در نزول آن، دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیب و طاهر و رهنما و ره یافته پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصی او بهترین وصی و پسرانش بهترین اوصیااند.

ای مردم! ذریه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند اما ذریه و نسل من از صلب علی هستند.

ای مردم! شیطان ،به حسادت، آدم را از بهشت‏بیرون کرد پس مباد که نسبت‏به علی، حسد ورزید که اعمالتان، یکسره، باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید، که آدم، صفوت الله، تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد، پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

[ای مردم!] جز شقی واژگون بخت، با علی، کین نمی‏ورزد و جز، پارسای پرهیزگار، مهر علی در دل نمی‏گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی، ایمان نخواهند آورد و به خدا سوگند، سوره: «والعصر ان الانسان لفی خسر...» در شان علی، نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می‏گیرم که در انجام وظایف رسالت فرو گذار نکردم و بر پیامبر جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه‏ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت‏به خداوند، آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید، مباد که جز به مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که به او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات ، رخسارتان به عقب بازگردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت‏به امام قائم، مهدی رسد و اوست که سرانجام حق خدا و حقوق ما را باز خواهند ستاند; که خداوند ،عز و جل، ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می‏کنم، بهوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و هنگامی به رسالت مبعوث گردیده‏ام که مدتی است زمین از پیامبران تهی بوده است. آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می‏گردید؟ ولی هر آنکس که به عقب بازگردد و به جاهلیت اسلاف خود، روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند اما پروردگار، سپاسگزاران را پاداش نیکو و مرحمت‏خواهد کرد.

ای مردم! بدانید که علی همان کس است که متصف و موصوف به سپاسگزاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من از صلب اویند. به این صفات مزین و ممتازند.

ای مردم! مسلمانی خود را بر خداوند، منت منهید که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما برسد; زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی‏گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت‏یار و مددکاری نخواهد بود. ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان متنفر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان جملگی، در پست‏ترین دوزخ گرفتار خواهند شد. و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده‏اند. هشدارید که اینان همان «یاران صحیفه‏» (14) اند اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد هرچند که مردم جز تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده‏اند.

ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار، وظیفه‏ای را که به آن مامور بودم به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاهد این انجمن بوده و یا در این اجتماع، حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر نزاده‏اند، حجت تمام باشد.

باید که ماجرای امروز را حاضران به غایبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند.

گرچه مدتی نخواهد گذشت که این امر را غصب و ستم از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کند و از رحمت‏خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

سنفرغ ایها لکم الثقلان یرسل علیکما شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران (15)

ای مردم! خداوند، شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

و کذلک نهلک القری و هی ظالمة (16)

[ای مردم!] این علی است که امام و پیشوای شما و ولی و صاحب اختیار شماست، که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده‏ها کرده و خدا وعده‏های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین، به گمراهی رفتند و خداوند، ایشان را هلاک نمود و هموست هلاک‏کننده گروههایی که از این پس آینده همچنانکه فرمود:

الم نهلک الاولین ثم نتبعهم الآخرین. کذلک نفعل بالمجرمین. ویل یومئذ للمکذبین (17)

ای مردم! خداوند، مرا به پاره‏ای از امور امر کرده و از پاره‏ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی را به آن امور امر و نهی کرده‏ام; پس در حقیقت او اوامر و نواهی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است; پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت‏برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می‏کند، حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مباد که راههای دیگر، شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند، منم و شما به رعایت آن مامور شده‏اید و پس از من، علی و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می‏کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند.

(پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)ای مردم! این سوره در شان من و علی و فرزندانش فرود آمده و شامل ایشان می‏گردد و هم مخصوص آنهاست. ایشان اولیای خداوندند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان می‏کند. بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنانند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می‏کنند.

ای مردم! دوستداران علی و فرزندانش مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود، از آنان بدینگونه یاد فرموده است.

لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حادالله و رسوله... (18)

دوستداران علی و فرزندان علی و فرزندانش، کسانی هستند که خداوند، عز و جل، در توصیف ایشان چنین فرموده است:

الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون. (19)

و نیز می‏فرماید: «اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه‏اید شما; پس جاودانه در بهشت‏ساکن شوید.

و جای دیگر فرماید: «ایشان در امن و سلامت‏به بهشت، وارد می‏شوند.»

و در مورد دشمنان ایشان، فرموده است: «این گروه به دوزخ در می‏افتند و غریو جهنم را که می‏جوشد و می‏خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن برمی‏خیزد، می‏شنوند.»

و نیز در قرآن آمده است:

کلما دخلت امة لعنت اختها. (20)

هم چنین فرموده است:

کلما القی فیها فوج سالهم خزنتها الم یاتکم نذیر. قالوا بلی قد جاءنا نذیر فکذبنا و قلنا ما نزل الله من شی‏ء ان انتم الا فی ضلال مبین. (21)

دوستداران علی و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند این گروه را اجرا و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت تفاوتی بزرگ است. دشمن ما همان است که خداوند او را مذمت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد و مدح و ستایش و محبت و لطف پروردگار است.

ای مردم! من منذر و ترساننده‏ام و علی، هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

ای مردم! آخرین امام ما همان اما قائم «مهدی‏» است.

اوست، یاری کننده دین خدا.

اوست، انتقام گیرنده از ستمکاران.

اوست، گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلاع مستحکم.

اوست، نابود کننده طوایف مشرک.

اوست، ستاننده کین و منتقم خونهای به ناحق ریخته اولیای خدا.

اوست، حامی دین حق.

اوست، جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی.

اوست، معرف هر صاحب فضیلت و هر نادان بی فضیلتی.

اوست، برگزیده خداوند و منتخب پروردگار عالم.

اوست، وارث همه دانشها و محیط به همه علوم.

اوست، خبر دهنده شؤون خداوند و مراتب ایمان.

اوست، رشید و رهسپار صراط مستقیم.

اوست، آن کس که امور خلایق به او واگذار شده است.

اوست، آن کس که امامان پیشین به ظهور وی بشارت داده‏اند.

اوست، حجت پایدار خداوند که حجت دیگری بعد از او نیست; زیرا حقی نیست که با او نیست و نوری نه که در او نباشد.

اوست، آنکس که پیروزی بر او میسر نیست و کسی را در برابر او، نصرت نتوان کرد.

اوست، ولی خدا در گستره زمین و قدرت حق در میان خلایق، و امین در پیدا و پنهان پروردگار.

ای مردم! توجه کنید که چگونه این امر را برایتان توضیح دادم و این علی است که پس از من تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت.

از شما می‏خواهم که پس از پایان خطابه‏ام به نشانه قبول و تمکین نخست‏با من و سپس با علی دست‏بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهد سپرده‏ام و علی، در برابر من تعهد و بیعت نموده است و من اکنون، از سوی حق تعالی از شما می‏خواهم که با علی، بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت‏خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است.

فمن نکث فانما ینکث علی نفسه. (22)

ای مردم! حج و صفا و مروه و عمره از شعائر الهی است.

فمن حج البیت اواعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما. (23)

ای مردم! حج‏خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به آن خانه وارد شود مگر آنکه بی‏نیاز گردد و هیچ خانواده‏ای از این خانه، رخ نتابد مگر آنکه به فقر و تنگدستی گرفتار آید.

ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی مدد و نصرت شوند و هزینه سفرشان اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید مباد که بدون توبه و ندامت از گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف بازگردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است‏به عمل آید و چنانچه گذشت زمان، بر مسایل و معارف دین غبار فراموشی افشاند، این علی، ولی و سرپرست‏شما، مبین آن معارف و احکام، برای شماست. همو که خداوند عز و جل او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده‏اند ،پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و برآنچه نمی‏دانید، آگاهتان خواهند کرد.

(ای مردم!) حلال و حرام خدا بیش از آن است که بتوانم یک به یک آنها را برشمارم و معرفی نمایم; چون چنین است، در یک کلام می‏گویم که به حلالها امر می‏کنم و از حرامها نهی می‏نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مامور شده‏ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی و امامانی که از نسل من و علی به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید. و مهدی، قائم امامان و قاضی بحق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی‏گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز آن را یادآور گردید، مباد که احکام مرا دیگرگون سازید.

من، سخن خود را مجددا تاکید می‏کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید،امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سرآغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که دستورات مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غایبان اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید و از مخالفت‏با آنها بر حذرشان سازید; زیرا که اینها دستور خداوند، عز و جل، و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم و بی معرفت او، امر به معروف و نهی از منکری امکان‏پذیر نیست.

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

و جعلها کلمة باقیة فی عقبه. (24)

و من نیز گفتم: «تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر [سنگین; یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من] زنید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید گشت.»

ای مردم! تقوی پیشه خود کنید و از قیامت‏بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

ان زلزلة الساعة شیئی عظیم. (25)

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند پاداش یابد و هر کس، دامن به بدی آلوده سازد، بهره‏ای از بهشت نخواهد داشت.

ای مردم! شما را شماره از آن حد فزونتر است که بتوانید یک به یک، با من، دست‏بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مامورم که از زبان هریک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی قرار داده‏ام پذیرفته‏اید و نیز در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی می‏باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یکصدا و به یک زبان بگویید: «ای رسول خدا! آنچه که در ولایت و رهبری [مطلق] علی و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر، راضی و خشنودیم. اینک ما به دل و جان و به زبان و به دستمان÷ نسبت‏به قول ولایت‏با تو بیعت می‏کنیم و پیمان می‏بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پای بند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ننمایم و از سر پیمان خود برنخیزیم و از خدا و پیامبرش و از امیرالمؤمنین، علی و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی به جهان آیند، فرمان بریم.»

[ای مردم!] مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان بهشتند و پس از من که جد ایشانم و بعد از علی، منصب امامت‏خواهند داشت.

[ای مردم!] بگویید: «در این امر مطیع خدا و پیامبرش و علی و حسن و حسین و امامان پس از ایشانیم. تو [ای پیامبر!] در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی; از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست و از آنها که امکان این کار را نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان کردیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگری روی ننماید. خدا را در این کار، شاهد گرفتیم و او به شهادت، کافی است و تو نیز [ای پیامبر!] و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غایب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است؟

ای مردم! چه می‏گویید؟ خداوند، هر آوازی را می‏شنود و از سر و نهان همه کس آگاه است. [بدانید] آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود، رفته و آنکس که به گمراهی گراید تنها به زیان خویش اقدام کرده است. هرکس که بیعت کند در حقیقت‏با خدا بیعت کرده است. چرا که دست‏خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزکاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی امیرالمؤمنین و با حسن و حسین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه‏اند استوار نمایید. هر کی که در این امر به غدر و مکر پردازد خدایش به هلاکت درافکند و آن کس که بر عهد خود پای فشرد خدایش رحمت کند:

و من نکث فانما ینکث علی نفسه. (26)

ای مردم! آنچه به شما گفتم، بازگویید و بر علی، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: «پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره‏مند شویم که بازگشت همه به سوی توست.» بگویید: «ستایش خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرمود و اگر راهنماییمان نمی‏کرد. ما، خود به راه هدایت دست نمی‏یافتیم.

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابی طالب و قدر و منزلت او نزد خداوند، آنها که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آنست که بتوانم در یک جلسه برایتان برشمارم; پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، ازا و بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدای و پیامبر او و از علی و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان برد; به رستگاری عظیمی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران کسانی هستند که در بیعت‏با علی و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی با عنوان امیرالمؤمنین مبادرت و سبقت جویند. اینان در بهشت نعمتها متنعم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد.

فان تکفروا و انتم و من فی‏الارض جمیعا فلن یضر الله شیئا. (27)

خداوندا مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام، مردم فریاد برآوردند:)فرمان خدا و پیامبر را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد. مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین سخت ازدحام کردند و هر کس می‏خواست‏با ایشان مصافحه و بیعت کند. گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت‏شد ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان بر حسب درجات اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب نماز مغرب و عشا را پیوسته در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر با هر گروه که به عنوان بیعت مصافحه می‏کرد می‏گفت:

الحمد لله الذی فضلنا علی جمیع العالمین.

یعنی: «ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود.»

پی‏نوشتها:

×. برگرفته از کتابی به همین نام از انتشارات سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران.

1. الغدیر، ج 1، فصل «الکلمات حول السند الحدیث‏».

2. تهذیب النبوة، ج‏7، ص‏337.

3. نجاشی، ص 161.

4. الغدیر، ج 1، ص 152-158.

5. الغدیر، ج 1، ص‏147-151.

6. الغدیر، ج 1، ص 5-23.

7. ابو منصور، احمد بن علی بن ابی طالب الطبرسی.

8. سوره مائده، آیه‏67، یعنی: «به نام خداوند بخشنده مهربان ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت نازل شده است، به مردم ابلاغ کن و چنانچه نکنی، به وظایف رسالت الهی خود اقدام ننموده‏ای و خداوند ترا در برابر مردم حمایت و محافظت‏خواهد کرد.»

9. سوره مائده، آیه 55، یعنی: «تنها ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و هم آن کسانند که ایمان آورده و نماز به پای داشته و در حالت رکوع، زکوة می‏دهند.»

10. سوره نور، آیه 15، یعنی: «چیزهایی به زبان می‏گویید که به آنها علم و آگاهی ندارید و به پندار خود، این امر را سهل و آسان گرفته‏اید، در حالیکه نزد خداوند، کاری عظیم است.»

11. سوره توبه، آیه 61، یعنی: «از این مردم، کسانی هستند که پیامبر را می‏آزارند و گویند: او گوش است و هر سخن را بی تامل باور می‏کند. به آنان بگو: اگر گوش است‏به سود شما می‏شنود، به خدا ایمان دارد و سخن مؤمنان را باور می‏کند.»

12. سوره زمر، آیه‏56، یعنی: «وا اسفا بر من از آن تقصیر و کوتاهی که نسبت‏به جنب الله ورزیدم.»

13. سوره آل عمران، آیه 85، یعنی: «و هر کس که دینی جز اسلام برگزیند، هرگز پذیرفته نخواهد شد و در آن سرای، از زیانکاران است.»

14. شاید مقصود پیامبر از «یاران صحیفه‏» کسانی از اطرافیان آن حضرت بوده که بنا به نقل مرحوم مجلسی در بحارالانوار، سندی را به خط سعید بن عاص تنظیم و امضا کرده و نزد ابو عبید به امانت گذارده بودند. قسمتی از متن آن سند چنین بوده است: «این مطالب، مورد اتفاق جمعی از اصحاب رسول الله است و آن حضرت کسی را به جانشینی و خلافت‏بعد از خود معین نکرده و مساله خلافت او به ابوبکر و ابو عبیده و سالم مربوط است.»

15. سوره رحمن، آیه 30 - 34، یعنی: ای گروه انسانها و پریان! بزودی بر کار شما خواهیم پرداخت. بر شما شراره‏های آتش و مس گداخته فرو خواهد بارید.»

16. معنی جمله چنین است: «بدینگونه مردم آبادیها را در اثر ستمکاریشان، نابود می‏کنیم.»

17. سوره مرسلات، آیه‏16-19، «آیا مردم نخستین را هلاک نمی‏سازیم و از پس ایشان آیندگان را؟ اینگونه با مجرمان خواهیم کرد. و در آن روز وای بر آنان که حقایق را تکذیب کرده‏اند.»

18. سوره مجادله، آیه 22، «نخواهی یافت گروهی را که به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارند، دوستدار کسانی باشند که به خدا و پیامبرش کینه می‏ورزند; اگرچه این کسان پدران یا پسران یا برادران یا خویشاندانشان باشند.»

19. سوره انعام، آیه 82، «کسانی که ایمان آورده و عقیده خود را به ظلم نیالوده‏اند، چنین کسان در امن و سلامت و در طریق هدایتند.

20. سوره اعراف، آیه 38، «هر زمان که امتی به دوزخ داخل شوند، امت دیگر را لعنت و نفرین می‏کند.»

21. سوره ملک، آیات 8 و9، «آنگاه که گروهی به آتش افکنده شوند موکلان دوزخ از ایشان پرسند: مگر پیامبری که اعلام خطرتان کند، برای شما فرستاده نشده؟ پاسخ دهند: چرا فرستاده خدا نزد ما آمده و اعلام خطر کرد. لیکن او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند چیزی نازل نکرده و شما جز به گمراهی آشکار نمی‏روید.»

22. سوره فتح، آیه 10، «پس هر کس که عهد شکند، به زیان خود اقدام کرده است.»

23. سوره بقره، آیه 158، «پس هر کس که حج کند و یا عمره بجای آورد. مانعی نیست که سعی صفا و مروه کند.»

24. سوره زخرف، آیه 28، «و خداوند گوهر امامت و ولایت را در نسل او ثابت و پایدار قرار داد.»

25. سوره حج، آیه 1، «لرزش زمین در آن ساعت، حقا امری بزرگ و سهمگین است.»

26. سوره فتح، آیه 10، «پس هر کس عهد خود شکند، تنها به زیان خود اقدام کرده است.»

27. سوره آل عمران، آیه 144، «اگر شما و آن کسان که در زمین می‏زیند، جملگی کافر گردند، هر زیانی به خداوند نرسانند.»

علی‏اکبر صادقی

+نوشته شده در 1 خرداد 1388 ساعت06:02 ب.ظتوسط عمادی | نظرات 0

 

کلیک کنید ؟؟

آرشیو نوشته ها
پیوندها
پیوندهای روزانه
سایت خطابه غدیر
 
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدها: 69929

RSS

Page Rank