جمعه یعنی عشق یعنی انتظار جمعه یعنی یک غروب غصه دار
جمعه ها بر ما دعا دارد حبیب در قنوتش یاد ما دارد حبیب
فردا جمعه است و گفته اند که احتمال فرج ( منتظر انتظار ، مهربان ترین ، وفادار ترین ، مظلوم ترین ، عزیز ترین ، ... پدر دنیا ، اباصالح المهدی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در این روز زیاد است پس به ناز قدم های آقای همه مهر و همه لطف صلوات

رنگ تغزّل
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ، بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
دنیا که هیچ ، جرعه آبی که خورده ام
از راه حلق تشنهء من مثل سم گذشت
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
از خیر شعر گفتن ، حتی قلم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
مولا شمار درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
سید حمیدرضا برقعی
اللهم لا تومنی مکرک ولاتنسنی ذکرک ولاتجعلنی مع الغافرین اقوالساعه کذاوکذا
بجای
کذاوکذا ساعت بیدارشدن رابگوید " ملکی را خداوند موکل گرداند که اورابیدارکند
مایه ناراحتی شیطان - مایه استجابت دعا - آمرزش گناهان - نشانه انتظار - بی حساب داخل بهشت شدن - زودترواقع شدن فرج - درموقع مرگ بااو به نرمی رفتارشود - دعای امیرالمومنین علی (ع ) درحق او- باعث دوری از غصه ها - زیادشدن نورامام دردل ما - محبوبترین افرادنزد خداوند - آمرزش گناهان - به بالاترین درجه شهدانائل شدن - سبب کامل شدن دین - رستگاری به شفاعت حضرت زهرا ( س ) و
درروزقیامت هدیه ویژه ای دریافت میکند
دروقت اذان وبعدازنماز"خدارابه حق محمدوآل محمد( ص ) وبه حق قرآنش وبه حق شهدای کربلا قسم می دهیم" که ازبقیه غیبت ولیش حضرت مهدی ( عج ) صرف نظر فرماید
معصومین ما چه کسانی بودند ؟
کسانی بودند که : کنترل خیالات و شهوت وفکر کردن" همه دراختیارخودشان بود
وجودانسان دراثر تقوا وپاکی وعبودیت خدا " کنترل می شود " وقتی چنین شد: این
ربوبیت است . اگر انسان عبد باشد می شود " رب" مدیریت دارند بر عالم.وبر تمام
رفتارآنها( برنگاه کردنش" برحجابش " برحرکتش" برجانش) خداپروردگاری میکند
منبع :
سایت اطلاع رسانی مکتب اهل بیت (هل اتا ) www.zahraemadi.xm.com
می خوام به خدا هم محبت کنم

«یا اَحْمَدُ؛ مَحَبَّتى مَحَبَّةُ الْفُقَراءِ فَادْنِ الْفُقَراءَ و قَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنْکَ;
اى محمد؛ دوستى من دوستى فقراست،پس هم نشین و هم مجلس فقرا باش.»
فقراى وارسته و آزاده و بى اعتناى به جلوه ها و مظاهر دنیا، محبوب خدایند و محبت به آنها محبت به خداست و آنها، کسانى هستند که به آن ویژگى هاى ارزشمندى که ذکر شد، زینت یافته اند. خداوند به رسولش فرمان مىدهد: با این فقرا معاشرت داشته باش و به مجلس و جمع آنها در آى و آنها را به خود نزدیک ساز. اگر فقیر و ثروتمندى در مجلسى بر تو وارد شدند، فقیر را نزد خود بنشان و هیچ گاه فقیران را از خود مران و تا مىتوانى به آنها محبت بورز، تا تو را مقرب خود سازم و بیشتر به من نزدیک شوى.
«وَ اَبْعِدِ الاَْغْنِیاءَ وَ اَبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ عَنْکَ فَاِنَّ الْفُقَراءَ اَحِبّائى;
از ثروتمندان و اغنیا و هم نشینى با آنان دورى گزین که فقرا دوستان من هستند.»
در اینجا این سؤال مطرح مىگردد که چرا خداوند این قدر روى محبت به فقرا تکیه دارد با اینکه مسلّم در بین فقرا انسانهاى ناشایست و بد یافت مىشوند و نیز در بین ثروتمندان انسانهاى پاک و شایسته یافت مىشوند؟ در جواب باید گفت: محبت به هر فقیرى چنین امتیاز و مزیتى ندارد و چنانکه در پاسخ خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) گذشت، محبت به فقیرانى محبت به خداست که آن ویژگى ها را داشته باشند و بدیهى است اگر غنى و ثروتمندى بدانها متصف گردد، محبت به او نیز محبت به خداست: اگر در رفاه و وفور نعمت قرار گرفت، خداى را شکرگزارد و سرمست نعمتها نشود و نیز اگر نعمتى از دست داد بى تابى نکند. در بین انبیا و اولیاى الهى بودند افرادى که توانمند و ثروتمند بودند، ولى به ثروت خود دلبستگى نداشتند. بود و نبود ثروت برایشان یکسان بود و آن را در راه صحیح خرج مىکردند. پس چنان نیست که محبت هر فقیرى مطلوب باشد و هر ثروتمندى را از خود برانیم؛ بلکه ملاک خوبى و بدى و نزدیک و دوربودن از خدا، داشتن یا نداشتن آن ویژگى هاست که براى فقیران خداجو ذکر گردید. اینکه چرا خداوند روى فقرا تکیه دارد و فرمود محبت من، محبت فقراست و نفرمود محبت به من محبت به صالحان و صابران و کسانى است که به قضاى الهى راضیند و بر او توکل دارند؛ بدین جهت است که اغنیا و ثروتمندان، بیشتر در معرض فساد و انحراف و طغیان قرار مىگیرند و عوامل دور شدن از خدا، در آنها بیشتر است،
چنانکه خداوند فرمود:
«کَلاَّ اِنَّ الاِْنْسانَ لَیَطْغى. اَنْ رّاهُ اسْتَغْنى;
هر آینه انسان به کفر و طغیان مىگراید، وقتى که به غنا و دارایى مىرسد.» (علق/6)
کسى که ثروتش فراوان است، ممکن است به آن متکى گردد و به خود ببالد؛ ولى فقیر ثروتى ندارد که به جهت آن تکبر کند. و بالاترین فسادها و ریشه کفر و عناد و شرک، کبر و خود بزرگ بینى است که ثروتمند مبتلاى به آن است. از آنجا که اغنیا و ثروتمندان بیشتر به فساد و انحراف اخلاقى، بخصوص کبر و غرور، مبتلا مىگردند،
خداوند در ذیل آیه 23 از سوره الحدید، فرمود:
«وَ اللّهُ لایُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور; خداوند دوستدار هیچ متکبر خودستایى نیست.»
از آنجا که خداوند آدمهاى افتاده و متواضع را دوست مىدارد و اکثر اغنیا به کبر و خودپسندى مبتلایند، مىتوان گفت اکثر انسانهاى خوب و شایسته در بین فقرا هستند، لذا خداوند فرمود فقرا را دوست بدار، جز کسانى که به کفر و عصیان و لجاجت مبتلایند و اگر مىفرمود: اغنیا را دوست بدارید جز بَدان آنها را، تخصیص اکثر لازم مىآمد؛ چون اکثر آنها بدند و به صفات ناشایست مبتلایند. از طرف دیگر گرچه ممکن است غنى مؤمن و شایسته باشد، ولى محبت ما به او، فقط براى خدا و به جهت صفات شایسته او نیست و جهات دیگر نیز در دوستى و محبت دخالت دارد. پس محبت تنها براى خدا نیست، لااقل در معرض این است که به جهات دیگر نیز آلوده گردد، چرا که ثروتمندان جاذبه هاى دیگرى نیز دارند که در زمره جاذبه هاى مادى و دنیایى است.
انسان به حسب طبیعت و دیدگاه پست و ابتدایى اش، مال و ثروت را یک ارزش مىداند و طبیعى است وقتى با ثروتمندى روبرو مىشود، به جهت مالش به او ارج مىنهد و او را بزرگ مىشمارد، چون در ژرفاى نهانش ثروت را دوست دارد و او را مهم و با ارزش مىشمارد. پس به طور طبیعى براى او عظمت و شخصیت قائل است و در برابرش خضوع مىکند و خود را خوار مىشمارد.
انسان باید خیلى حسابگر و خود ساخته باشد که اگر به مؤمن ثروتمندى برخورد، حساب ثروتمندیش را از ایمانش جدا کند و تنها به جهت ایمانش او را دوست بدارد، نه به جهت مال و دارایى اش. اگر چنین باشد که انسان او را به جهت ارتباطش با خدا دوست بدارد، باید فقیرى که ایمانش بیشتر است و سر و وضع مناسبى ندارد، بیشتر دوست بدارد!
پس تکیه روى دوستى فقرا بدین جهت است که آنها بیشتر با خدا ارتباط دارند و از طرف دیگر اگر در بین اغنیا مؤمنى نیز وجود داشته باشد، غالباً دوستى و محبت به او خالص نیست و با شائبه ها و انگیزه هاى مادى همراه است و خداوند محبتى که خالصانه نباشد نمىپسندد؛ چون هر کس هر چه دارد از خداست و دیگران چیزى ندارند که محبت به آنها در عرض محبت به خدا قرار گیرد.
مصباح یزدی، محمد تقی، کتاب راهیان کوى دوست
عید و اهل بیت

1 - عید حقیقی
قال علی علیه السلام: الیوم لنا عید و غدا لنا عید و کل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید.مستدرک / حدیث 6679
امروز برای ما عید است وفردا نیز همینطور. و هر روزی که در آن معصیت خدا زخ ندهد آن روز عید است.
2- عظمت عید غدیر
عن الرضا علیه السلام: و ان یوم الغدیر بین الاضحی و الفطر و الجمعه کالقمر بین الکواکب... و هو یوم التهنئة یهنیء بعضکم بعضا. یقول الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤ منین و الائمة و هو یوم التبسّم فی وجوه الناس من اهل الایمان... و هو یوم الزینة. اقبال الاعمال / 464
روز عید غدیر در بین روزهای قربان و فطر و جمعه مانند ماه میان دیگر ستارگان است و آن روز روز تبریک و شاد باش گفتن است که گروهی به گروه دیگر تبریک گفته و میگویند: " سپاس خدایی را که ما را جزو چنگ زدگان به ولایت و سرپرستی امیر مؤمنان و امامان قرار داد" و آن روز روزی است که خنده بر چهره مردم با ایمان است و روز آراستگی است.
3- عید نوروز
قال علی علیه السلام: نیروزنا کل یوم. من لا یحضر الفقیه / 3 /3 00
نوروز ما همهی روزهاست!
نکته: این کلام شاید از این رو باشد که "هر روز که در آن گناه نشود عید است"، لذا آن بزرگواران که هیچگاه گناه نمیکردند پس همه ایامشان نوروز بوده است.
قال الصادق علیه السلام: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیّب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما. وسائل / 5 /2 88
وقتی نوروز شد غسی کن و بهترین و پاکیزهترین لباسهایت را بپوش و خوشبوترین عطرهایت را بزن و در آن روز روزه باش.
4- عید و شب زنده داری
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: من احیی لیلة العید لم یمت قلبه یوم یموت القلوب.
هرکه شب عید را شب زندهداری کند روزی که دلها میمیرند او دل نمیمیرد.
وسائل /5/ 139
5- زیبایی صورت و سیرت در عید
قال زین العابدین علیه السلام: یتزین کل منکم یوم العید الی غسل و کحل و لیدُع ما بلغ ما استطاع و لا یکوننّ احدکم احسن هیأة و ارذلکم عملا. مستدرک / 6670
هر یک از شما باید در روز عید خود را با غسل و سرمه تزیین کند و ... و نباید هیچ یک از شما خوش ظاهر بوده ولی از نظر عمل و رفتار، پست کردار باشد.
6- تزیین عید به اذکار الهی
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: زیّنوا اعیادکم بالتکبیر، زیّنوا العیدین بالتهلیل و التکبیر و التحمید و التقدیس. کنز العمال / 24094 24095
عیدهایتان را به تکبیر گفتن بیارایید و عید فطر و قربان را با گفتن لا اله الا الله و الله اکبر و حمد خداوند تقدیسش زینت کنید
سوال :
نشانه های ظهور امام زمان
پاسخ :
علائم و نشانههاى ظهور که هر یک نویدى از نزدیک شدن ظهور آن حضرت(عج) است فراوان است که به ذکر علائم حتمی اکتفا مىکنیم:
1- خروج سفیانى: سفیانى مردى از نسل ابوسفیان است که پیش از ظهور حضرت خروج مىکند و پس از ظهور با امام مىجنگد. امام صادق(ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانى هستیم که بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابوسفیان با پیامبر(ص) مبارزه کرد و معاویه با على(ع) و یزید با حسین بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفیانى نیز با قائم(عج) خواهد جنگید، (بحارالانوار، ج 52، ص 182).
2- خسف در بیداء: خسف ؛ یعنى، فرو رفتن و بیداء سرزمین بین مکه و مدینه است و مراد از آن فرو رفتن لشکر سفیانى در زمین است. على(ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى(عج) سفیانى خروج مىکند. سپاه وى به سوى مدینه حرکت مىکند و چون به سرزمین بیداء مىرسند خداوند آنها را در کام زمین فرو مىبرد، (ینابیع الموده، قندوزى، چاپ بصیرتى، ص 427).
3- خروج یمانى: سردارى است از یمن که قیام کرده و مردم را به حق و عدل دعوت مىکند. امام صادق(ع) فرمود: قیام خراسانى و سفیانى و یمانى در یک سال و یک روز خواهد بود و در این میان هیچ پرچمى به اندازه پرچم یمانى دعوت به حق و هدایت نمىکند، (کتابالغیبه، نعمانى، ص 252). ظاهراً خراسانى نیز دعوت به حق مىکند.
4- قتل نفس زکیه: نفس زکیه؛ یعنى، انسان پاک. امام باقر(ع) فرمود: «بین ظهور مهدى(عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانهروز فاصله نیست»، (الارشاد، ج 2، ص 374).
5- صیحه آسمانى: ظاهراً صدایى است که در آستانه ظهور از آسمان شنیده مىشود. امام باقر(ع) فرمود: «ندا کنندهاى از آسمان نام قائم را ندا مىکند پس هر که در شرق و غرب است آن را مىشنود، (کتاب الغیبه، نعمانى، ص 252). براى مطالعه ی بیشتر ر.ک: 1- ظهور نور، على سعادتپرور، نشر تشیع 2- علائم ظهور امام زمان(عج)، محمد حسین همدانى، انتشارات صحفى 3- نشانههاى ظهور، سادات مدنى، نشر منیر 4- از ولادت تا ظهور، کاظم قزوینى، ترجمه: فریدونى، نشر آفاق 5- از ولادت تا ظهور، کربى، انتشارات الهادى 6- چشم به راه مهدى، جمعى از نویسندگان دفتر تبلیغات اسلامى قم، چاپ اول زمستان 1375، صص 316 - 245 7- مقاله بررسى نشانههاى ظهور، اسماعیل اسماعیلى