وَ یُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا
شُکُورًا
و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی.»
***** ***** *****
انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی(ع) زبان زد خاص و عام و حتی دشمنان آن حضرت است. آیات قرآن کریم هم چون آیة
ولایت و نیز سورة مبارکة "هل اتی" گواه انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی(ع), و خانواده بزرگوارش است. و گوهر انفاق و ایثار آنان عشق آنان به خدای متعال است . امام حسن علی الاسلام و حسین علیه السلام در کودکی بیمار شدند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد:
« چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.»
حضرت علی علیه السلام فرمود:
« نذر میکنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.»
فاطمه (س) نیز چنین گفت.
امام حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:
« ما نیز سه روز روزه می گیریم.»
فضه (س)، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که امام حسن علیه السلام و حسین علیه السلام شفا یافتند .
همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود. علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان
یهودی اش که پشمباف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت:
« آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟»
شمعون گفت: « بله.» و به او کمی پشم داد . فاطمه علیهاسلام یکسوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون
گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان. علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر
خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین علی علیه السلام
اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:
« السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه میخورید به من بخورانید. خداوند از نعمتهای بهشت به شما بدهد!»
همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند. فردای آن روز را
نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص
نان پخت . بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:
« السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم.از آنچه میخورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.»
همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند. فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:
« السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمیدهید؟»
آن شب نیز همه نانهای خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند. فردای آن روز امام علیعلیه السلام
، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را نزد رسول صلی الله علیه خدا برد. آنها از فرط گرسنگی مانند
جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:
« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه علیه سلام برویم.»
نزد فاطمه علیا سلام رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.
پیامبر او را به سینه چسباند و گفت:
« به خدا پناه میبرم. شما سه روز است که گرسنهاید!»
جبرئیل نازل شد و گفت:
« ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.»
پیامبر فرمود:« چیست؟ »
جبرئیل علیه الاسلام آیات آغازین سورهی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه
« انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»
آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی
یهودی به او گفت:
« شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده.»
حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به
سوی آسمان برد.
پیامبر خدا فرمود: « اگر حسین نخواسته بود از این غذا به آن زن بدهد، این ظرف غذا تا روز قیامت نزد اهل بیتم
باقی بود؛ از آن میخوردند و هیچگاه چیزی از آن کم نمی شد.»
منبع : سایت هل اتا WWW.ZahraEmadi.Xm.COM
از حضرت رسول اکرم {صلی الله علیه و آله} روایت شده است که فرمودند : هر چیزی را قلبی ست
و قلب قران سوره یاسین است
*************
هر کس آن را بخواند ثواب 22 مرتبه ختم قران را به او دهند . یاسین سوره ای ست که هم خواننده و هم شنونده او در روز قیامت شفاعت میکنند
هر کسی شبها این سوره را بخواند صبح که از خواب برخیزد تمامی گناهانش آمرزیده شده است
و اگر روز ها این سوره را بخواند در روز قیامت با او حساب نمی کنند ودر امان الهی باشد
خواندن این این سوره در روز و شب باعث میشو خداوند متعال بر او توفیق دهد که در شبانه روز مرتکب گناه و معصیت نشود
اگر این سوره را همراه با آیه الکرسی و توحید در مقبره ای بخوانید خداوند عذاب را در آن مقبره در آن روز سبک گردانند
. هر کسی این سوره را بخواند چنان یاشد که 20 حج گذارده باشد و هر که بشنود چنان باشد که 20000 بیست هزار دینار در راه خدا صدقه داده باشد
و از امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که فرمودند : به جهت کفایت تمام مهمّات 21 مرتبه خواتده شود
اگر این سوره را برای حفظ ایمان و سلامتی و تقویت حافظه هفت 7 بار با زعفران و گلاب بنویسید و بشویید و در هفت روز بخورید تأثیر عجیبی دارد بطوری که هر چه بشنوند به خاطر بسپارد ... و اگر کسی زندگی و احوالاتش بسته باشد با سحر و جادو گشاده گردد . وهرکس از این آب بخورد در چشم دیگران عزیز و
محترم گردد و با هر کسی بجنگد پیروز شود
و هر کسی که صبح و شام این سوره را بخواند آن روز که دلها می میرد دل او زنده است . و هرکه این سوره را در صبح بخواند تا شب خوشحال است و اگر شب بخواند تا صبح شادمان است
هر که این سوره را بنویسد و بشوید و بخورد 1000 نور و 1000 یقین و 1000 حکمت و 1000 رحمت و 1000 درجه بر او فرود آید و 1000 بدی و زشتی از او بیرون آید . هر مسلمانی که این سوره را بخواند بهر نیت و حاجتی ، حاجت روا شود ، و اگر ترسان باشئد ایمن شود ، و اگر گرسنه باشد سیر شود ، اگر تشنه باشد سیراب گردد ، و اگر غمگین باشد شادمان شود ، و هنگام غرق شدن این سوره را بخواند نجات یابد ، و اگر بر سر قبر فردی گناه کار بخواند خداوند عذاب او را سبک گرداند ، و اگر کسیرا قرضی باشد مداومت بر خواندن آن کند انشا الله تعالی به زودی قرض ادا شود . خیر و برکت فراوان برای خواننده ی آن است
و آن را ( دافعه و قاضیه ) نیز نامند . زیرا بدیها را دفع میکند و حاجات را قضا میکند
منبع : سایت هل اتا WWW.ZahraEmadi.Xm.COM
از حضرت رسول اکرم {صلی الله علیه و آله} روایت شده است که فرمودند : خواننده ی سوره توحید
بهشت بر او واجب میشود
*************
این سوره برابری می کند با ثلث قران زیرا ثلث قرآن در باره توحید سخن گفته است یعنی یک سوم قران پس سوره توحید هم ثلث قران است و یک سوم ضرب در 3 میشود سه سوم پس برابر است با کل قران
هرکس با اخلاص این سوره را بخواند ،خداوند گوشت اورا بر آتش حرام گردانند
و اورا به عدد اموات و گذشتگان پاداش دهد
و خداوند به نظر رحمت بر وی بنگرد
و هر چه از خدا بخواهد به او طلب کند
اگرکسی یک بار این سوره را بخواند : خداوند به او برکت دهد
اگر کسی دو بار این سوره را بخواند : خداوند به او برکت دهد
اگرکسی سه بار این سوره را بخواند : خداوند به او برکت دهد
اگر کسی بر قرائت این سوره مداومت نماید
صاحب اخلاص میگردد : خداوند به او برکت دهد
منبع : سایت هل اتا WWW.ZahraEmadi.Xm.COM
مسواک زدن (فوائد و کیفیت و اوقات آن)
» 1 ـ در فضیلت مسواک
و فـوائد آن اخبار زیادى است که بخاطر تبرک به بعضى از آنها اشاره میکنیم از جمله آن خبر مشهور است که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت شده که آن حضرت فرمود :
فِقْهُ الرِّضَا ، علیه السلام رُوِیَ أَنَّ النَّبِیَّ صلى الله علیه وآله وسلم قَالَ لَوْ لَا أَنْ یَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی لَأَوْجَبْتُ السِّوَاکَ فِی کُلِّ صَلَاةٍ وَهُوَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ
رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود :
الْبِحَارُ ، عَنْ أَعْلَامِ الدِّینِ لِلدَّیْلَمِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم إِنَّ أَفْوَاهَکُمْ طُرُقُ الْقُرْآنِ فـَطَیِّبُوهَا بِالسِّوَاکِ فـَإِنَّ صَلَاةً عَلَى أَثَرِ السِّوَاکِ خَیْرٌ مِنْ خَمْسٍ وَسَبْعِینَ صَلَاةً بِغَیْرِ سِوَاکٍ
کرامتى عجیب و خوابى عجیبتر

به سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى مردى از اتابکان شام به نام نور الدین محمودبن زنگى بر شام و حجاز حکومت داشت، او حاکمى بود نیکوکار و اهل تهجد و شب زندهدارى، شبى پس از تهجد و اعمال شب به خواب رفت و رسول خدا (ص) را در خواب دید.
آن حضرت دو نفر آدم سرخ پوست را به نورالدین نشان داد و فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده: «یا نورالدین انقذنى من هذین الرجلین» نورالدین با وحشت از خواب پرید، وضو گرفت و نماز خواند و بخوابد رفت، باز آن حضرت را در خواب دید که مىفرمود: مر از دست این دو نفر نجات بده.
نورالدین باز از خواب پرید و مات و مبهوت درباره خواب فکر مىکرد دفعه سوم که به خواب رفت باز حضرت را در خواب دید که فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده، دیگر خواب به چشمانش نرفت.
او وزیر صالح و نیکوکارى بنام جمال الدین موصلى داشت، فرستاد وزیر را بیدار کرده و آوردند، او خواب عجیب خود را با وزیرش در میان گذاشت. وزیر گفت: خواب عجیبى است لابد در مدینه اتفاقى افتاده که علاج آن از تو ساخته است، دیگر توقف روا نیست، هم اکنون باید به طرف مدینه حرکت کنى، خوابت را نیز به کسى نگو.
نورالدین همان شب با بیست نفر و وزیرش به مدینه حرکت کردند پول زیادى نیز با خود به همراه برد، این کاروان پس از شانزده روز به مدینه رسید، چون به نزدیک مدینه رسید، در خارج آن غسل کرد، بعد داخل شهر شد در روضه ما بین قبر شریف و منبر آن حضرت نماز خواند و آنگاه نشست و نمىدانست چه کار بکند.
شب اول فرا رسید، در اولین شب رعد و برق عجیبى در آسمان پیدا شد، و زمین چنان بشدت لرزید که نزدیک بود، کوهها از جا کنده شود، چون صبح شد مردم در مسجد جمع شدند.
وزیر به مردم گفت سلطان به قصد زیارت رسول خدا (ص) به مدینه آمده و با خود پول زیادى آورده که به اهل مدینه (حرم الرسول) تقسیم خواهد کرد از آمدن به محضر سلطان غفلت نکنید.
مردم گروه گروه مىآمدند، نورالدین به آنها جایزه مىداد و در قیافهشان دقت مىکرد تا مگر آن دو نفر را که درخواب دیده بود پیدا کند، همه آمده و پول گرفتند ولى آن دو قیافه پیدا نشدند، نورالدین به مأموران گفت: آیا کسى ماند که پول نگرفته باشد؟ گفتند: نه. مگر دو نفر از اهل مغرب که آنها هم پول نمىگیرند. دو مرد نیکو کارند و بى نیاز، بهمه اهل حاجت کمک مىکنند، پیوسته روزه مىگیرند و دائم الجماعه هستند، گفت: آن دو را نیز بیاورید، چون حاضر شدند، دید همانها هستند که رسول خدا (ص) در خواب نشان داده است .
نورالدین پرسید شما اهل کجاهستید؟ گفتند: از بلاد مغرب (اروپا) براى حج آمدهایم، قصد داریم که امسال در مدینه در محضر رسول خدا (ص) باشیم. گفت: راست بگوئید قصّه شما چیست، آن دو ساکت شدند، پرسید منزل شما کجاست؟ گفتند: در کاروانسرائى نزدیک حجره شریفه حضرت رسول (ص).
نورالدین آنها را در آنجا نگاه داشت و خود به منزل آنها آمد، دید در منزل آنها پول زیاد و دو عدد توبره و مقدارى کتاب و یک عدد حصیر است. در اینجا حاضران شروع به تعریف و تمجید آن دو نفر کر دند که اهل شهر از آنها بسیار خوبى دیدهاند و هر روز در زیارت آن حضرت و زیارت بقیع هستند و هر هفته به زیارت مسجد «قبا» مىروند، نورالدین گفت: سبحان الله.
آنگاه وى به کاویدن در منزل آنها پرداخت و چون حصیر را برداشت سردابى ظاهر شد که بطرف حجره شریفه قبر حضرت رسول (ص) مىرفت، حاضران از دیدن سرداب که به طرف قبر آن حضرت کنده شده به وحشت افتادند.
نورالدین پس از احضار آن دو گفت: جریان خودتان را باز گوئید، بعد آن دو را به شدت شلاق زدند.
بالاخره آنها در اثر شلاق به سخن درآمده و گفتند: ما دو نفر مسیحى هستیم، پادشاه نصارى و کشیش بزرگ، ما را به صورت و زىّ (لباس) حاجیان به اینجا فرستاده و پول زیادى به ما داده تا جسد شریف حضرت رسول را بیرون آورده و به اسپانیا (اندلس) ببریم.
لذا در این کاروانسرا که نزدیک قبر آن حضرت است منزل گرفتهایم، ما شبها این سرداب را مىکندیم، روزها به بهانه زیارت بقیع، خاک آنرا در میان قبور مىپاشیدیم و مدتى است که این کار را مىکنیم و چون به حجره شریفه نزدیک شدیم، رعد و برق و زلزله ما را هراسان کرد.
نورالدین فرداى آنروز، آن دو را در میان مردم حاضر کرد و در حضور مردم از آنها اقرار گرفت، آن وقت خواب رسول (ص) را به نظر آورد که آنحضرت او را براى رفع این مشکل اهل دانسته است به شدت گریه کرد.
بعد فرمان داد هر دو نفر را در کنار حجره شریفه گردن زدند، سپس دستور داد، سرب زیادى آماده کردند و در اطراف حجره شریفه خندقى کندند که به آب رسید، بعد سرب را ذوب کرده و در آن خندق ریختند که به حکم حصارى در اطراف حجره شریفه شد، بعد از این کار به شام محل حکومت خویش بازگشت.
ناگفته نماند: این خواب و این معجزه را مرحوم محدث نورى در دارالسلام ج 2 ص 109 از کتاب تحفة الازهار سید ضامن مدنى نقل کرده و گوید: در آن سال فضل بن امیر هاشم حاکم مدینه بود.
و نیز سمهودى آنرا در کتاب وفاءالوفاء ج 2 ص 648 نقل کرده و بچند منبع نیز اشاره نموده است و تصریح کرده که نورالدین محمودبن زنگى در سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى به مدینه آمده است .
و نیز ناگفته نماند: نورالدین محمود بن زنگى از اتابکان شام است که از سال پانصد و چهل تا پانصد و هفتاد و هفت در شام حکومت کردند، نورالدین محمود یکى از سرشناسان آن سلسله است، ابن اثیر در تاریخ کامل ج 9 حالات او را بتفصیل نقل کرده است .
خاندان وحى، سید على اکبر قریشى